| [ بستن ] |
|
وبلاگ دانشگاه آزاد مسجد سلیمان |
چند تا برام خوند ، پیش خودم گفتم اگه اینا رو بفرسته که دیگه خونه نباید بره !!!! ![]()
![]()
بعد اینو خوند که : "کشاورز نگران افق را نظاره می کرد ، و در فکر زمین شخم نزده اش بود ، و در فکر آمدن گاو ، اما گاو همچنان درحال خواندن این اس ام اس بود ".![]()
![]()
منم نامردی نکردم ، گفتم همینو بفرست ![]()
![]()
![]()
اونم از همه جا غافل می گفت چرا نمی رسه ، گفتم میرسه ......!![]()
![]()
![]()
طرف میره خونه و بابای "کر بیت الله " دم در منتظر و .....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
افزایش ظرفیت دانشگاه به حدی رسیده است که : یک مار هوس رفتن به دانشگاه می کند!! ![]()
![]()
حتما تایپ پروژه های خود را به ما بسپارید ![]()
![]()
![]()

تصور کن !!!!
یه بنده خدایی سوار ماشین ( تاکسی ) میشه منتظر راننده تا حرکت کنه . راننده به این دوست ما میگه آقا پاتو بردار! آقا پاتو بردار!
این دوسته ما هم بی خیال نشسته پیش خودش میگه چرا راننده حرکت نمیکنه !!!!![]()
یکی نیست بگه آقا پاتو از روی کلاچ و ترمز بردار !!!!!!!!!!!!!!!!![]()
این تاکسیه از این ماشینهای آموزش رانندگی بوده داشته مسافر کشی می کرده دوسته ما هم بی خیال از همه جا سوار میشه و پاشو میذاره روی کلاچ و ترمز این ماشین و منتظر حرکت راننده ست !![]()
پیش خودمون بمونه این سه هم متعلق به همون نویسنه قبلی است !!! ![]()
سلام
خیلی سعی کردم که این پست رو ننویسم ولی نشد که نشد... ![]()
این نویسنده ما :
یه روز زنگ میزنه آژانس مازیار میگه : ببخشید آقا فرشید خونه تشریف دارن!!!!! ![]()
![]()
یکی نیست بهش بگه آخه با این سنت خجالت نمی کشی؟ بلد نیستی حرف بزنی. نه میخوای به همه بگم ترم چندی که آبروت بره ![]()